|
آموزشگاه راهنمایی نمونه بیاضیان وایقان ادعا نمی کنیم که بهترینیم ولی افتخار میکنیم که به بهترین ها خدمت می کنیم .
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
شادروان آقای حاج نجف بیاضیان بنیس که خدا وند روحش را شاد فرماید. [ شنبه 7 آبان1390 ] [ 23:44 ] [ مرتضی اکبری ]
ایستاده از راست :آقایان حسن بگلو ـ حشمتی ـخاکی ـ الیاسی ـ صفدری ـ زاهدی ـ سرافراز نشسته :آقایان یعقوبی ـ اکبری ـ دهقان ـ گوزلی ادامه مطلب [ جمعه 6 آبان1390 ] [ 22:15 ] [ مرتضی اکبری ]
[ جمعه 6 آبان1390 ] [ 20:27 ] [ مرتضی اکبری ]
[ پنجشنبه 5 آبان1390 ] [ 22:46 ] [ مرتضی اکبری ]
[ پنجشنبه 5 آبان1390 ] [ 22:2 ] [ مرتضی اکبری ]
[ پنجشنبه 5 آبان1390 ] [ 19:36 ] [ مرتضی اکبری ]
[ پنجشنبه 5 آبان1390 ] [ 18:57 ] [ مرتضی اکبری ]
[ پنجشنبه 5 آبان1390 ] [ 18:40 ] [ مرتضی اکبری ]
[ پنجشنبه 5 آبان1390 ] [ 15:15 ] [ مرتضی اکبری ]
[ پنجشنبه 5 آبان1390 ] [ 14:44 ] [ مرتضی اکبری ]
در چرخ و فلک فضا ، کره زمین در هفت جهت حرکت می کند. هم اکنون که شما آرام نشسته و خیال می کنید که بی حرکت هستید، حداقل در هفت جهت مختلف و با سرعتهایی بسیار سرسام آور ، می چرخید. اگر از این سرگردانی سرگیجه نمی گیرید، به خواندن ادامه دهید.
● حرکت وضعی زمین کره زمین به دور محور فرضی که قطبهای شمال و جنوب را به هم وصل می کند، از غرب به شرق می چرخد. این چرخش توسط یک فیزیکدان فرانسوی به نام « فوکو » ثابت شد. وی پاندول بلندی را در زیر طاق پانتئون در پاریس آویزان نمود و آن را به نوسان در آورد. تماشاگران با تعجب دیدند که پاندول در طول روز به آهستگی در جهت گردش عقربه ساعت حرکت کرده و سوزن تیز پائین آن بر روی سطح شنی زیر آن سطح دایرهای را ترسیم میکند.(آونگ فوکو) گردش زمین به دور خود ، بر نیروی محرکه موشکها ، گلولههای توپ ، رفت و آمد هواپیماها و جهت وزش بادها و تغییرات آب و هوا اثر میگذارد. کسانی که در میانه نصف النهار شمالی (حدود تهران) قرار دارند، با سرعت ۱۳۰۰ کیلومتر در ساعت به دور محور زمین در حرکتند.
● حرکت انتقالی زمین کسانی که شبها آسمان را نظاره میکنند، با مشاهده تغییر محل ستارگان در فصول مختلف ، متوجه گردش زمین به دور خورشید می شوند (صور فلکی و فصول سال). صورت فلکی اسد در منطقهٔ البروج که در فصل بهار در آسمان دیده می شود، جای خود را به مجموعه های عقرب و جبار در تابستان می دهد، بقیه صورتهای فلکی هم ، همینطور تغییر مکان می دهند، زیرا ما در روی زمین در حال حرکت در فضا هستیم. دانشمندان نجوم معتقدند که زمین با سرعت ۱۱۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت پیش میتازد. بنابراین هر روز با کیلومتر در این جهت مسافرت میکنیم. یک بچه شیرخوار روزی که تولد یک سالگی او را جشن می گیرد، ۹۵۰ میلیون کیلومتر در این راستا حرکت کرده است.
● حرکت بسوی ستارگان نزدیک به خورشید در سال ۱۹۱۸ « ادموند هالی » متوجه موضوع ویژهای شد. وی موقعیت چندین ستاره را با آنچه که بطلیموس چندین قرن قبل نقشه برداری کرده بود، مطابق نمی دید. در واقع بعضی از ستارگان به اندازه عرض یک ماه (بدر) در آسمان جابجا شده بودند. دانشمندان پی بردند که جابجایی این ستارگان در راستای معینی است. آنها با بکارگیری پدیده دوپلر متوجه شدند که ستارگانی که اطراف ستاره « وگا » قرار دارند، با سرعت ۲۰ کیلومتر در ثانیه به ما نزدیک می شوند و ستارگانی که در نقطه مقابل آنها در صورت فلکی « جبار » قرار دارند، به همان سرعت از ما دور می شوند. به نظر می آید که خورشید با سرعت ۲۰ کیلومتر در ثانیه (۷۲۰۰۰ کیلومتر در ساعت) بسوی ستاره وگا می تازد و ما را با سیاره هایی که به دور آن می گردند، به دنبال خود می برد. با این سرعت ما هر ۲۰ سال به اندازه قطر منظومه شمسی حرکت می کنیم.
● حرکت به دور کهکشان راه شیری کهکشان راه شیری ما که مانند یک فرفره بسیار پهنی از گروههای ستارگان ، صورتهای فلکی و ابرهای بین ستاره ای تشکیل شده و با قطری برابر یک میلیارد میلیارد کیلومتر در گستره فضا قرار دارد، به دور محور خود در حال چرخش است و در درون آن خورشید ما با سیاراتی که در موکب آن قرار دارند، با سرعتی برابر با ۸۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت در حال گردشند. ما هر روز ۲۰ میلیون کیلومتر در آن جهت در حال حرکت هستیم. در یک سال فاصله خورشید تا سیاره پلوتو را با این سرعت می توان طی کرد. ۲۴۰ میلیون سال طول می کشد تا این چرخ عظیم که محیط آن ۳،۱۴ میلیارد میلیارد کیلومتر است، یکبار به دور خود بچرخد.
● حرکت بسوی کهکشان آندرومدا کهکشان ما جز یک خانواده کهکشانی به نام « گروه محلی » است. در این گروه ، کهکشان آندرومدا نزدیکترین عضو به ما است و ۲۰ میلیارد میلیارد کیلومتر از ما فاصله دارد. دانشمندان نجوم هنگام اندازه گیری سرعت گردش کهکشان راه شیری نسبت به محل کهکشانهای دیگر ، متوجه شدند که این کهکشان با سرعت ۸۰ کیلومتر در ثانیه سریعتر از آنچه قبلا فکر می کردند، می چرخد. آنها متوجه شدند که این سرعت بخاطر گردش کهکشان به دور خودش نیست، بلکه به علت حرکتش در داخل گروه محلی است که با این سرعت در راستای لبه خود بسوی کهکشان آندرومدا به پیش می راند. پس ما با سرعت ۲۸۸۰۰۰ کیلومتر در ساعت همراه با کهکشان راه شیری بسوی آندرومدا حرکت می کنیم.
● حرکت در ابر گروه محلی گروه محلی خود در کناره یک گروه عظیم دیگری به نام « ابر گروه محلی » و یا « قلمرو کهکشانها » که خود شامل ۵۰ خانواده کهکشانی شبیه گروه محلی است، قرار دارد. مرکز این گروه که حدود ۷۰ میلیون سال نوری با ما فاصله دارد، در محلی داخل صورت فلکی سنبله در منطقهٔ البروج می باشد، حداقل شامل یک هزار کهکشان است. مطالعات طیف دوپلر نشان می دهد که گروه محلی ما با سرعت ۲۳۰ کیلومتر در ثانیه بسوی ابرگروه محلی پیش می رود.
● حرکت در فضا در سال ۱۹۲۰ بود که ادوین هابل و میلتون هوماسون دانشمندان رصدخانه کوه ویلسون در کالیفرنیا متوجه شدند که غالب گروههای کهکشانی چنان از یکدیگر دور می شوند که گویی از یک مرکز انفجار عظیم کیهانی که ۱۵ تا ۲۰ میلیارد سال پیش اتفاق افتاده ، فرار نموده و گسترش می یابند. در سال ۱۹۶۰ دانشمندان از رادیو تلسکوپها استفاده کردند تا پی به مرکز انتشار امواج رادیویی این انفجار ببرند. امروزه مشخص شده است که کهکشان راه شیری و گروه محلی و ابر گروه محلی در این گسترش فضایی سهیم هستند و در حقیقت کهکشان ما با سرعت ۵۱۵ کیلومتر در ثانیه (۱۸۴۰۰۰ کیلومتر در ساعت) از این مرکز انتشار امواج رادیویی دور می شود و بسوی خارج فضا پرتاپ می گردد.
● سخن آخر ▪ آیا در آینده از سرعتهای دیگر مطلع خواهیم شد؟ ▪ آیا کیهان ما خود با سرعتی باور نکردنی بسوی جهت نامشخص در حرکت است؟ ▪ آیا کیهان ما به دور محور خود همچنانکه ما در روی زمین و به دور کهکشان خود می چرخیم، دور می زند؟ جواب این سؤالات ممکن است در آینده با بکار بردن تلسکوپهای بزرگتر داده شود.
[ جمعه 25 اسفند1391 ] [ 22:49 ] [ مرتضی اکبری ]
انواع روش های جهت یابی و یافتن مسیر برای زمانی که کوهستان ، جنگل ، دشت یا بیایان گم شده ایم چگونه امکانپذیر است؟ جهت یابی چیست و چگونه به ما کمک می کند؟
یافتن جهت های جغرافیایی را جهت یابی گویند. جهت یابی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. برای نمونه وقتی در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شده باشید، با دانستن جهت های جغرافیایی، می توانید به مکان مورد نظرتان برسید. یکی از استفاده های مسلمانان از جهت یابی، یافتن قبله برای نماز خواندن و ذبح حیوانات است. کوهنوردان، نظامیان، جنگل بانان و ... هم به دانستن روش های جهت یابی نیازمندند. هرچند امروزه با وسایلی مانند قطب نما یا GPS می توان به راحتی و با دقت بسیار زیاد جهت جغرافیایی را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روش های دیگر جهت یابی مفید و کاراست. در اینجا به برسی انواع روش های جهت یابی خواهیم پرداخت.
● جهت های اصلی و فرعی
اگر رو به شمال بایستیم، سمت راست مان مشرق (شرق، باختر)، سمت چپ مان مغرب (غرب، خاور) و پشت سرمان جنوب است. [جهت های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده] جهت های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده این چهار جهت را جهت های اصلی می نامند. بین هر دو جهت اصلی یک جهت فرعی وجود دارد. مثلاً نیمساز جهت های شمال و شرق، جهت شمالِ شرقی (شمالِ شرق) را مشخص می کند. با دانستن یکی از جهت ها، بقیهٔ جهت ها را می توان به سادگی مشخص نمود. مثلاً اگر به سوی شمال ایستاده باشید، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.
● روش های جهت یابی
برخی روش های جهت یابی مخصوص روز، و برخی ویژهٔ شب اند. برخی روش ها هم در همهٔ مواقع کارا هستند. توجه شود که: بسیاری از این روش ها کاملاً دقیق نیستند و صرفاً جهت های اصلی را به صورت تقریبی مشخص می کنند. برای جهت های دقیق باید از قطب نما استفاده کرد، و میل مغناطیسی و انحراف مغناطیسی آن را هم در نظر داشت. آن چه گفته می شود اکثراً مربوط به نیمکره شمالی است؛ به طور دقیق تر، بالای ۲۳٫۵ درجه (بالای مدار رأس السرطان). در نیم کره جنوبی در برخی روش ها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آن چه گفته می شود باشد.
● روش های جهت یابی در روز
▪ جهت یابی با سمت خورشید ۱) خورشید صبح تقریباً از سمت شرق طلوع می کند، و شب تقریباً در سمت غرب غروب می کند. این مطلب فقط در اول بهار و پاییز صحیح است؛ یعنی در اولین روز بهار و پاییز خورشید دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می کند، ولی در زمان های دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشید شمالی تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبی تر از شرق و غرب می باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید حداقل حدود ۲۳٫۵ درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد، که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست. در واقع از آن جا که موقعیت دقیق خورشید با توجه به فصل و عرض جغرافیایی متغیر است، این روش نسبتاً غیردقیق است. تنها جایی که خورشید همیشه دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می کند، استواست. ۲) در نیمکرهٔ شمالی زمین، در زمان ظهر شرعی خورشید همیشه دقیقاً در جهت جنوب است و سایهٔ اجسام رو به شمال می افتد. ظهر شرعی یا ظهر نجومی در موقعیت جغرافیایی شما، دقیقاً هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه خود در آسمان می رسد. در این زمان، سایهٔ شاخص به حداقل خود در روز می رسد، و پس از آن دوباره افزایش می یابد؛ همان زمان اذان ظهر. برای دانستن زمان ظهر شرعی می توانید به روزنامه ها مراجعه کنید یا منتظر صدای اذان ظهر باشید. ظهر شرعی حدوداً نیمه بین طلوع آفتاب و غروب آفتاب است. ۳) حرکت خورشید از شرق به غرب است؛ و این هم می تواند روشی برای یافتن جهت های جغرافیایی باشد. جهت یابی با سایهٔ چوب(شاخص) شاخص، چوب یا میله ای نسبتاً صاف و راست است (مثلاً شاخه نسبتاً صافی از یک درخت به طول مثلاً یک متر) که به طور عمودی در زمینی مسطح و هموار و افقی(تراز و میزان) فرو شده است. روش اول: نوک(انتهای) سایهٔ شاخص روی زمین را [مثلاً با یک سنگ] علامت گذاری می کنیم. مدتی (مثلاً ده بیست دقیقه بعد، یا بیشتر) صبر می کنیم تا نوک سایه چند سانتیمتر جابه جا شود. حال محل جدید سایهٔ شاخص (که تغییر مکان داده است) را علامت گذاری می نماییم. حال اگر این دو نقطه را با خطی به هم وصل کنیم، جهت شرق غرب را مشخص می کند. نقطهٔ علامت گذاری اول سمت غرب، و نقطهٔ دوم سمت شرق را نشان می دهد. یعنی اگر طوری بایستیم که پای چپ مان را روی نقطهٔ اول و پای راستمان را روی نقطهٔ دوم بگذاریم، روبروی مان شمال را نشان می دهد، و رو به خورشید (پشت سرمان) جنوب است. از آن جا که جهت ظاهری حرکت خورشید در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سایهٔ خورشید بر روی زمین از غرب به شرق خواهد بود. یعنی در نیم کره شمالی سایه ها ساعتگرد می چرخند. هر چه از استوا دورتر بشویم، از دقت پاسخ در این روش کاسته می شود. یعنی در مناطق قطبی (عرض جغرافیایی بالاتر از ۶۰ درجه) استفاده از آن توصیه نمی شود. در شب های مهتابی هم از این روش می توان استفاده کرد: به جای خورشید از ماه استفاده کنید. روش دوم(دقیق تر): محل سایهٔ شاخص را زمانی پیش از ظهر علامت گذاری می کنیم. دایره یا کمانی به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت گذاری شده می کشیم. سایه به تدریج که به سمت شرق می رود کوتاه تر می شود، در ظهر به کوتاه ترین اندازه اش می رسد، و بعداز ظهر به تدریج بلندتر می گردد. هر گاه بعد از ظهر سایهٔ شاخص از روی کمان گذشت (یعنی سایهٔ شاخص هم اندازهٔ پیش از ظهرش شد) آن جا را به عنوان نقطهٔ دوم علامت گذاری می کنیم. مانند روش پیشین، این نقطه سمت شرق و نقطهٔ پیشین سمت غرب را نشان می دهد. در واقع هر دو نقطه سایهٔ هم فاصله از شاخص، امتداد شرق غرب را مشخص می کنند. با این که روش پیشین نسبتاً دقیق است، این روش دقیق تر است؛ البته وقت بیشتری برای آن لازم است. برای کشیدن کمان مثلاً طنابی(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنید. یک طرف طناب را به شاخص ببندید، و طرف دیگرش را به یک جسم تیز؛ به شکلی که وقتی طناب را می کشید دقیقاً به محل علامت گذاری شده برسد. نیم دایره ای روی زمین با جسم تیز رسم کنید. وقتی سایهٔ شاخص به حداقل اندازهٔ خود می رسد(در ظهر شرعی)، این سایه سمت جنوب را نشان می دهد (بالای ۲۳٫۵ درجه). ▪ جهت یابی با ساعت عقربه دار ساعت مچی معمولی (آنالوگ، عقربه ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می داریم که عقربهٔ ساعت شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِ زاویه ای که عقربهٔ ساعت شمار با عدد ۱۲ ساعت می سازد (زاویهٔ کوچک تر، نه بزرگ تر)، جهت جنوب را نشان می دهد. یعنی مثلاً اگر چوب کبریتی را [به طور افقی] در نیمهٔ راه میان عقربهٔ ساعت شمار و عدد ۱۲ ساعت قرار دهید، به طور شمالی جنوبی قرار گرفته است. ▪ نکات این که گفته شد عقربهٔ کوچک ساعت به سمت خورشید اشاره کند، یعنی این که اگر شاخصی [مثلاً چوب کبریت] ای که در مرکز ساعت قرار دهیم، سایه اش موازی با عقربهٔ ساعت شمار و در جهت مقابل آن باشد. یا این که سایهٔ عقربهٔ ساعت شمار درست در زیر خود عقربه قرار گیرد. یا مثلاً اگر چوبی ده پانزده سانتیمتری را در زمین به طور عمودی قرار دهیم، ساعت روی زمین به شکلی قرار گرفته باشد که عقربهٔ ساعت شمارش موازی با سایهٔ چوب باشد. دلیل این که زاویه بین عقربهٔ ساعت شمار و ۱۲ را نصف می کنیم این است که: وقتی خوشید یک بار دور زمین می چرخد، ساعت ما دو دور می چرخد(دو تا ۱۲ ساعت). یعنی گرچه روز ۲۴ ساعت است (و یک دور کامل را در ۲۴ ساعت طی می کند)، ساعت های ما یک دور کامل را در ۱۲ ساعت طی می نماید. اگر ساعت ۲۴ ساعته ای می داشتید، که دور آن به ۲۴ قسمت مساوی تقسیم شده بود، هر گاه عقربهٔ ساعت شمار را رو به خورشید می گرفتید عدد ۱۲ ساعت همیشه جهت جنوب را نشان می داد. این روش وقتی سمت صحیح را نشان می دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد. یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت ها را نسبت به ساعت استاندارد یک ساعت جلو می برند، ما باید آن را تصحیح کنیم(ابتدا ساعت مان را یک ساعت عقب ببریم سپس روش را اِعمال کنیم؛ یا نیمساز عقربهٔ ساعت شمار را [به جای ۱۲] با ۱ حساب کنید). همچنین در همهٔ سطح یک کشور معمولاً ساعت یکسانی وجود دارد، که مثلاً در ایران حدود یک ساعت متغیر است (ایران تقریباً بین دو نصف النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعی در شرق و غرب ایران حدوداً یک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحیح هر مکان همان ساعتی است که هنگام ظهر شرعی در آن در طول سال، اطراف ساعت ۱۲ ظهر است. در واقع برای تعیین دقیق جهت های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم باشد که هنگام ظهر شرعی ساعت ۱۲ را نشان دهد. روش ساعت مچی تا ۲۴ درجه امکان خطا دارد. برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی بین ۴۰ و ۶۰ درجه [شمالی یا جنوبی] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافیایی ۲۳٫۵ تا ۶۶٫۵ درجه [شمالی یا جنوبی] نتیجه اش قابل قبول است.(البته در نیم کردهٔ جنوبی جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزدیک تر شویم، از دقت این روش کاسته می شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن این روش به ظهر شرعی نزدیک تر باشد، نتیجهٔ آن دقیق تر خواهد بود. اگر مطمئن نیستید کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به یاد بیاورید که خورشید از شرق بر می خیزد، در غرب می نشیند، و در ظهر سمت جنوب است. توجه کنید که اگر این روش را در هنگام ظهر شرعی (یعنی ساعت ۱۲) اجرا کنیم، جهت عقربه ساعت شمار خود به سوی جنوب است. یعنی مانند همان روش «جهت یابی با سمت خورشید»، که گفتیم خورشید در ظهر شرعی به سمت جنوب است. اگر از ساعت دیجیتال استفاده می کنید، می توانید ساعت عقربه داری را روی یک کاغذ یا روی زمین بکشید (دور دایره ای از ۱ تا ۱۲ بنویسید، و عقربهٔ ساعت شمار را هم بکشید)، و سپس از روش بالا استفاده کنید. حتی وقتی هوا آفتابی نیست و خورشید به راحتی دیده نمی شود هم گاه سایهٔ خوشید را می توان دید. اگر یک چوب کبریت را عمود نگه دارید، سایهٔ آن برعکس جهت خورشید می افتد.
● روش های جهت یابی در شب
▪ جهت یابی با ستارهٔ قطبی از آن جا که ستاره ها به محور ستاره قطبی در آسمان می چرخند، در نیم کرهٔ شمالی زمین ستارهٔ قطبی با تقریب بسیاری خوبی (حدود ۰٫۷ درجه خطا) جهت شمال جغرافیایی (و نه شمال مغناطیسی) را نشان می دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، رو به شمال خواهیم بود. [یافتن ستاره قطبی با دب اکبر] ▪ یافتن ستاره قطبی با دب اکبر برای یافتن ستارهٔ قطبی روش های مختلفی وجود دارد: به وسیلهٔ مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکی دبّ اکبر شامل هفت ستاره است که به شکل ملاقه قرار گرفته اند: چهار ستاره آن تشکیل یک ذوزنقه را می دهند، و سه ستارهٔ دیگر مانند یک دنباله در ادامه ذوزنقه قرار گرفته اند. هر گاه دو ستاره ای که لبهٔ بیرونی ملاقه را تشکیل می دهند (دو ستارهٔ قاعده کوچک ذوزنقه؛ لبهٔ پیالهٔ ملاقه؛ محلی که آب از آن جا می ریزد) را [با خطی فرضی] به هم وصل کنیم، و پنج برابر فاصله میان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهیم، به ستاره قطبی می رسیم. به وسیلهٔ مجموعه ستاره های «ذات الکرسی»: صورت فلکی ذات الکرسی شامل پنج ستاره است که به شکل W یا M قرار گرفته اند. هرگاه (مطابق شکل) ستارهٔ وسط W (رأس زاویهٔ وسطی) را حدود پنج برابرِِ «فاصلهٔ آن نسبت به ستاره های اطراف» به سوی جلو ادامه دهیم، به ستارهٔ قطبی می رسیم. ▪ نکات صورت های فلکی ذات الکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستارهٔ قطبی تقریباً روبه روی یکدیگر، و دور ستاره قطبی خلاف جهت عقربه های ساعت می چرخند. اگر یکی از آن ها پشت کوه پنهان بود، با دیگری می توان ستارهٔ قطبی را یافت. فاصلهٔ هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستارهٔ قطبی تقریباً برابر است. اگر برای یافتن ستاره ها در آسمان از نقشه ستاره یاب (افلاک نما) استفاده می کنید، به خاطر داشته باشید که ستاره یاب ها موقعیت ستاره ها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان می دهند. هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستارهٔ قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده می شود. یعنی ستارهٔ قطبی در استوا (عرض جغرافیایی صفر درجه) تقریباً در افق دیده می شود، و در قطب شمال(عرض جغرافیایی ۹۰ درجه) تقریباً بالای سر (سرسو، سمت الرّأس، رأس القدم) دیده می شود. بالاتر از عرض جغرافیایی ۷۰ درجه شمالی عملا نمی توان با ستارهٔ قطبی شمال را پیدا کرد.
● جهت یابی با هلال ماه
اگر به دلیل وجود ابر یا درختان نمی توانید ستاره ها را ببینید، می توانید از ماه برای جهت یابی استفاده کنید. [هلال ماه کهنه (نیمه دوم ماه قمری)] ▪ هلال ماه کهنه (نیمه دوم ماه قمری) ماه به شکل هلال باریکی تولد می یابد، و در نیمه های ماه قمری به قرص کامل تبدیل می شود، و سپس در جهت مقابل هلالی می شود. در نیمهٔ اول ماه های قمری قسمت خارجی ماه (تحدب و کوژی ماه، برآمدگی و برجستگی ماه) مانند پیکانی جهت غرب را نشان می دهد. در نیمهٔ دوم ماه های قمری، تحدب ماه به سمت مشرق است. اگر خطی از بالای هلال به پایین آن وصل کنیم و ادامه دهیم، در نیمهٔ اول ماه قمری شکل p و در نیمهٔ دوم شکل q خواهد داشت. کره ماه در نیمهٔ اول ماه های قمری پیش از غروب آفتاب طلوع می کند، و در نیمهٔ دوم پس از غروب، تا پایان ماه که پس از نیمه شب طلوع می نماید. پیدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطی فرضی میان دو نوک تیز هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین ادامه دهید، تقاطع امتداد این خط با افق، نقطه جنوب را [در نیم کرهٔ شمالی زمین] نشان می دهد. این روش جهت یابی چندان دقیق نیست، ولی حداقل راه نمایی تقریبی را فراهم می سازد. در زمان قرص کامل نمی توان از این روش استفاده کرد. وقتی ماه به صورت قرص کامل است، می توان به کمک حرکت ظاهری ماه (که از مشرق به طرف مغرب است) جهت یابی کرد.
● روش های دیگر جهت یابی در شب
حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است. خوشه پروین: دسته ای (حدود ده تا پانزده) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه پروین می گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولی در همه حال دُمِ آن ها به طرف مشرق است. ستارگان بادبادکی: حدود هفت هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سوال می باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می کنند، و در همه حال دنباله بادبادکی آنها به طرف جنوب است. کهکشان راه شیری تودهٔ عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می رود، پهن تر می شود. هر چه به آخر شب نزدیک تر می شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می شود.
● روش های جهت یابی، قابل استفاده در روز و شب
▪ جهت یابی با قبله اگر جهت قبله و میزان انحراف آن از جنوب (یا دیگر جهت های اصلی) را بدانیم، می توانیم شمال را تشخیص دهیم. مثلاً اگر در تهران ۳۷ درجه از جنوب سمت به غرب متمایل شویم (یعنی حدوداً جنوب غربی)، به طرف قبله ایستاده ایم. پس هرگاه در تهران جهت قبله را بدانیم، اگر ۳۷ درجه از سمت قبله در جهت عقربه های ساعت بچرخیم، به طرف جنوب ایستاده ایم، و اگر ۱۴۳ درجه (۳۷ ۱۸۰) در خلاف جهت عقربه های ساعت بچرخیم، به طرف شمال ایستاده ایم. قبله را از راه های مختلفی می توان یافت: قبله نما: دقیق ترین روش تعیین قبله، به وسیلهٔ قبله نماست، که آن هم با یک قطب نما انجام می گیرد؛ و اگر ما قطب نما داشته باشیم، با آن قطب را مشخص می کنیم! محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله است. در نمازخانه ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده است. قبرستان: مرده را در قبر روی دست راست، به سمت قبله می خوابانند. پس اگر شما طوری ایستاده باشید که نوشته های سنگ قبر را به درستی می خوانید، سمت چپ تان قبله است. دستشویی: از آن جا که قضای حاجت رو به قبله نباید باشد، معمولاً توالت ها را عمود بر قبله می سازند. این هم در جایی که اصول اسلامی ساخت رعایت شده می تواند کمک کار باشد.
● جهت یابی با قطب نمای دست ساز
اگر قطب نمایی به همراه نداشتید، ولی اتفاقاً یک سوزن یا میخ کوچک در جیبتان یافتید، این روش کمک کار شما در ساخت یک قطب نما خواهد بود. البته احتمال استفاده از آن در شرایط واقعی کم است، ولی انجام آن کاری سرگرم کننده است. با مالش دادن یک سوزن فقط در یک جهت به آهن ربا یا حتی احتمالاً چاقوی خودتان ، یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچهٔ ابریشمی یا پنبه ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی می شود؛ مانند سوزن قطب نما. (مثلاً با ۳۰ بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازهٔ کافی خاصیت آهنربایی پیدا می کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچهٔ ابریشمی باعث می شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می توانید آن را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید. حال اگر آن را روی یک چوب پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید(سوزن را به چوب پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب پنبه هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور نمایید، مانند یک قطب نما عمل می کند، و سر سوزن رو به شمال می چرخد. برای این که سمت شمال و جنوب سوزن را اشتباه نکنید، این نکته را در نظر بگیرید که در نیمکرهٔ شمالی زمین آن سمت قطب نما که تقریباً رو به خورشید و ماه است، سمت جنوب است، زیرا آن ها در قسمت جنوبی آسمان قرار دارند. همچنین می توانید سوزن را با یک آهنربا امتحان کنید، و سپس سمت شمال را با علامتی روی آن مشخص نمایید. روش دیگر ساخت آهنربا این است که یک میله یا سوزن آهنی یا فولادی را در جهت میدان مغناطیسی زمین تراز کنیم، و سپس آن را حرارت داده یا بر آن ضربه وارد کنیم. حال اگر این آهنربا را روی سطحی با اصطکاک کم قرار دهیم (روی یک تکه چوب کوچک در آب شناور سازید، یا مثلاً سوزن را با یک ریسمان غیرفلزی آویزان(معلق) نمایید) قطب نمای ما کار می کند؛ یعنی میله آن قدر می چرخد تا در راستای میدان مغناطیسی زمین (شمالی جنوبی) قرار گیرد. مغناطیسی کردن سوزن با باتری: اگر سیمی را دور سوزن بپیچانید و برای چند دقیقه سر سیم را به ته باتری وصل کنید، سوزن مغناطیسی می شود. به دلیل کشش سطحی آب، می توان سوزن را به تنهایی روی سطح آن شناور کرد. مثلاً می توان سوزن را روی کاغذی گذاشت، و کاغذ را روی آب گذاشت. اگر کاغذ روی آب بماند که بهتر، و اگر کاغذ در آب فرو برود احتمالاً سوزن روی آب باقی می ماند. اگر سوزن را با گریس یا روغنی غیرقابل حل در آب چرب کنید (مثلاً با مالش سوزن به موهای خود سوزن را چرب نمایید)، کار آسان تر خواهد شد. چرب بودن سوزن سبب می شود که سوزن روی سطح آب شناور بماند.
● جهت یابی با نشانه های طبیعی
هرگونه ای از درختان برش ها و خصوصیات خاصّ خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثیر می گذارند و این سرنخی است برای محاسبه جهت شمال جنوب. این روش ها خیلی قابل اطمینان نیستند. مثلاً «باد غالب» ممکن است حالت عادی را به طور قابل ملاحظه ای تغییر دهد و باعث تغییر و انحراف آن شود. همچنین در جنگل های انبوه به دلیل عدم نفوذ و رسوخ آفتاب درون آن ها برخی روش ها کارا نخواهند بود. اگر از علامت های طبیعی استفاده می کنید، برای تصمیم گیری، باید هر چند تا علامت مختلف را که می توانید پیدا کنید. بسیاری از روش های زیر بر اساس آفتاب هستند: در نیمکرهٔ شمالی زمین، جهت رو به جنوب در معرض آفتاب بیشتری است. تابش خورشید رشد شاخه ها و برگ ها را زیاد می کند. ۱) جهت یابی با خزه ها و گلسنگ ها: سمت شمالی درختان و تخته سنگ ها، گلسنگ ها و خزه های بیشتری دارد؛ چرا که نمناک تر و مرطوب تر از سمت جنوبی آن هاست. خزه در جایی رشد می کند که دارای سایه و آب زیادی باشد؛ محل های خنک و نمناک. تنهٔ درختان در سمت شمالی سایه و رطوبت بیشتری دارد، و در نتیجه خزه ها معمولاً بیشتر در این سمت می رویند. این روش همیشه نتیجهٔ درست به ما نمی دهد. هرچند سمت شمالی در سایهٔ بیشتری است، ولی لزوماً رطوبت سمت شمال بیشتر نیست؛ و برای رشد خزه ها رطوبت مهم تر از سایه است(جایی که رطوبت در آن جا بیشتر ماندگار است). گاه ممکن است درختان و پوشش گیاهی مجاور طرف دیگر درخت را هم سایه کند. در یک اقلیم بارانی(جنگل ها و بیشه های مرطوب) ممکن است همه طرف درخت نمناک باشد(یعنی خزه دور برخی درختان در همه طرف رشد کرده؛ البته معمولاً در جهت جنوب بیشتر رشد کرده است). ممکن است باد مانع رشد خزه در طرف شمالی درخت شود. در مناطق خشک هم که اصلاً خزه ای وجود ندارد! ضمناً در نظر داشته باشید که معمولاً خزه در جهت نور آفتاب(جنوب) خرمایی رنگ است و در مکان های سایه و مرطوب سبز یا طوسی رنگ. ۲) جهت یابی با درختان: از آن جا که سمت شمالی درختان در معرض آفتاب کمتری است، درختان در این سمت شان شاخ وبرگ کمتری دارند. به دلیل آن که آفتاب بیشتر از سمت جنوب می تابد، درختان جنوب بهتر و بیشتر رشد می کنند. وجود درختانی مانند صنوبر سیاه و سفید، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندی، افرا نروژی و درخت اقاقیا صحت این مسئله را ثابت می کند. این درخت ها در جنوب بیشتر دیده می شوند. پوست درختان قدیمی در سمت رو به آفتاب(جنوب) معمولاً نازک تر است. پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل، جهت شمال را به ما نشان می دهد؛ سمت پوسیده شمال است. به خاطر نوع تابش خورشید، شاخه های جنوبی اکثر درختان افقی تر و شاخه های شمالی عمودی ترند. در کوه های سنگی، کاج های انحناپذیر در شیب جنوبی، و صنوبرهای انگلمان در شیب شمالی می رویند. معمولاً درختان برگ ریز در شیب های جنوبی تپه ها می رویند و سراشیب های شمالی همیشه سبز است. زمینِ اطراف ریشهٔ درختان، به سمت جنوب سست تر و توخالی تر از قسمت شمالی است. پس زمین به سمت شمال سفت تر بوده و به خشکی زمین جنوبی نیست. رشد پوشش گیاهی در سمت جنوبی تپه ها بیشتر از سمت شمالی خواهد بود. ۳) جهت یابی با تنهٔ درختان بریده شده: [توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه اش در زمین باشد، نه به کنده ای که بریده شده و بر زمین افتاده!] توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه اش در زمین باشد، نه به کنده ای که بریده شده و بر زمین افتاده! اگر مقطع درخت بریده شده ای را نگاه کنید، تعدادی دایرهٔ هم مرکز را مشاهده خواهید کرد، که هر یک از آنها نشان یک سال عمر درخت می باشد. درختی که بطور دائم آفتاب به تنه اش بتابد، دایره های نشاندهنده عمر آن درخت در یک سمت به هم نزدیک تر شده و در سمت دیگر از هم دور خواهند بود. سمتی که فاصله خطوط حلقه های سنی درخت به هم نزدیک تر باشد سمت شمال را مشخص می کند، و سمتی که خطوط حلقه های سنی از هم فاصلهٔ بیشتری داشته باشد سمت جنوب را نشان می دهد؛ به علت تابش زیاد آفتاب و رشد شدیدتر آن. ۴) جهت یابی به کمک گل ها و گیاهان: گیاهان، و گل های درختان تمایل دارند رو به آفتاب قرار بگیرند؛ یعنی جنوب یا شرق. برخی گیاهان برای جهت یابی اشتهار یافته اند. مثلاً در آمریکا گُلی وجود دارد که همیشه جهت گیری شمالی جنوبی دارد (رشد برگهایش به سمت خط شمال جنوب است) و آن را «گیاه قطب نما(یا Compass Plant)» و یا «رُزینوید(Rosinweed)» می خوانند. نام علمی آن «سیلفیوم لاکینیاتوم» (Silphium laciniatum) است، و مسافران اولیهٔ این سرزمین از این گیاه برای جهت یابی استفاده می کرده اند. اکالیپتوس استرالیایی هم گیاهی جهت یاب است. این گیاه که در سرزمین های گرم و خشک می روید، برگ هایش رو به شمال یا جنوب است. همچنین درختی به نام «نخل رهنوردان([ یا Traveler’s Palm])» وجود دارد که محور شاخه هایش شرقی غربی اند. همان طور که گفته شد، این که کدام طرف شرق است و کدام طرف غرب، یا کدام یک از طرفین شمال یا جنوب است را می توان با توجه به سمت خورشید و ماه در آسمان یا روش های دیگر یافت ماه و خورشید تقریباً در سمت جنوبی آسمان قرار دارند. ۵) جهت یابی به کمک باد غالب: بادها را از جهتی که می وزند، نام گذاری می کنند مانند باد شمالی از شمال. هر منطقه ای باد غالب و برجسته ای دارد که در فصل خاص یا گاهی در تمام فصول حکمفرماست. باد غالب، باد خاصی است که وزش آن طولانی تر بوده و در جهت خاصی می وزد. با دانستن جهت بادهای غالب می توانید چهار جهت اصلی را تشخیص دهید. معمولاً نام باد را از جهتی که وزیده است، نام گذاری می کنند. مثلاً باد شمال یعنی بادی که از شمال به سمت جنوب می وزد. برای جهت یابی به کمک باد غالب، ۱) ابتدا باید جهت باد غالب منطقه را دانست. ۲) سپس باید در جایی که هستیم جهت باد غالب را تشخیص دهیم. برای نمونه، اگر بدانیم که در منطقهٔ ما باد غالب از شرق می وزد، و ضمناً جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم، طرف منشأ باد شرق خواهد بود؛ که با دانستن شرق، دیگر جهت های اصلی هم به سادگی یافته می شوند. نکتهٔ اول: اگر جهت باد غالب منطقه تان را نمی دانید، اطلاعات زیر ممکن است کمک کار باشد: در نواحی معتدل، باد غالب از غرب می وزد. (در هر دو نیم کره شمالی و جنوبی) در نواحی گرمسیری، باد غالب بین مناطق شمال شرقی و جنوب شرقی جریان دارد. در نواحی استوایی، باد غالب معمولاً از سمت شرق می وزد. نکتهٔ دوم: جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم: در هر منطقه ای باد غالب ویژگی های خاص خود را دارد؛ مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغییر می کند. باد غالب بر رشد درختان و گیاهان، جهت جمع شدن برف های باد آورنده و در جهت علف های بلند تأثیرگذار است. در واقع باد غالب بیشترین تأثیر را بر روی جهت پوشش گیاهی، برف، ماسه یا دیگر اشیای روی سطح زمین دارد. الف)درختان: جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه است. برای نمونه اگر درختان به طرف شمال منحرف و متمایل شده اند، باد غالب محتملا از سمت جنوب وزیده است. اثر دیگری که باد غالب بر درختان دارد این است که: در جهتی که از وزش باد در امان است، شاخ و برگ بیشتری رشد کرده است. در واقع باد ممکن است با صدمه زدن یا خشک کردن شاخه های جوان، رشد درخت را کند یا متوقف کند. معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان می شود؛ برعکسِ خورشید، که رشد شاخه ها و برگ ها را زیاد می کند. در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است، که باعث شکستن شاخه های جوان می شود. درختی که برای تعیین جهت استفاده می شود، باید در محلی باز و وسیع باشد. نباید در پناه تپه، درختان دیگر یا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزدیک به هم را مورد آزمایش قرار دهید. مطمئن شوید که درختان هرس نشده باشند. از آن جا که درختان تحت تأثیر عوامل زیادی هستند، و باید یافته های خود را با مشاهدهٔ درختان متعددی در همسایگی یکدیگر تأیید کنید. ب)ماسه و برف: امواج ماسه در بیابان ها، و امواج پستی بلندی های برف در مناطق قطبی جهت باد را نشان می دهند. البته گاه به خاطر آن که این موج ها خیلی کوچک اند و از چند سانتی متر تجاوز نمی کنند، برای یافتن باد غالب نمی توانند کمک کار باشند، زیرا می توانند با هر باد تند موضعی به سرعت تشکیل شوند. در بیابان ها انواع مختلف تلماسه ها وجود دارند، که شکل آن ها جهت باد غالب را نمایان می سازد؛ همچنین در مورد تل یخ های قطب: در مناطقی که به شدت پوشیده از برف اند، باد غالب توده های برف را می راند و آن ها را تبدیل به تل های برآمده ای می سازد. این تل ها از چند سانتی متر تا یک متر ارتفاع دارند، و موازی باد غالب تشکیل می شوند. در واقع برف از لحاظ فیزیکی شبیه ماسه عمل می کند. ج) نسیم: برخی مناطق الگوی حرکت جریان هوایشان نوسان بیشتری نسبت به جاهای دیگر دارد. مثلاً مردم کنار ساحل یا نسیم دریا مأنوس اند. معمولاً بعدازظهرها نسیم مداومی از طرف دریا می وزد. در شب هم معمولاً جهت نسیم برعکس می شود و از خشکی به سمت دریا می وزد. نسیم مشابهی در دره ها و کوه ها می وزد: در روز نسیمی از دره به سمت بالای کوه وزیدن می گیرد؛ و در شب برعکس، نسیم از بالا به سمت دره می وزد. اگر مثلاً به کمک نقشه بدانیم که دریا یا کوه (یا ساحل یا دره) در کدام جهت مان است، می توانیم جهت های اصلی را بیابیم. د) هوای گرم و سرد: در نیم کرهٔ شمالی زمین هوایی که از شمال می آید معمولاً سردتر از هوایی است که از جنوب می آید(بادهای شمالی از بادهای جنوبی سردتر است). هـ) سایر موارد: اگر گمان می کنید که بادی که در لحظه می وزد باد غالب منطقه است، می توانید به درختان در مسیر باد نگاه کنید. با نگاه به نوک درختان می توانید جهت باد را بفهمید. می توانید به تغییر جهت ابرها دقت کنید؛ به ویژه ابرهای بلندی که توسط بادهای غالب آورده می شوند. در روی دریا و اقیانوس ها بادهای غالب دارای ویژگی ها و ابرهای خاص خود هستند. ۶) جهت یابی به کمک رودخانه ها: بسیاری از رودها و نهرها در نیم کرهٔ شمالی زمین رو به جنوب سرازیرند، یعنی رو به استوا. این روند عمومی رودهاست، ولی همیشه درست نیست. مثلاً رود نیل که تماماً در نیم کرهٔ شمالی است به سوی شمال جریان دارد و به مدیترانه می ریزد. ۷) جهت یابی به کمک حیوانات و حشرات: مورچه ها خاکِ لانهٔ خود را به سمت جنوب یا شرق می ریزند. مورچه ها چنین می کنند تا در هنگام روز خاکریز شان به عنوان سایه بانی برایشان عمل کند، تا راحت تر کار خود را انجام دهند. مورچه ها خانه های خود(مورتپه ها) را بر روی شیب های جنوب شرقی می سازند؛ زیرا خورشید در پاییز و زمستان بیشتر به این قسمت ها می تابد. آن ها مورتپه های خود را نزدیک درختان و صخره های جنوبی و جنوب شرقی بنا می کنند. اگر شما در کنار برکه یا دریاچه ای باشید که پرندگان، ماهیان یا دوزیستان در حال تولیدمثل هستند، در نظر داشته باشید که آن ها معمولاً ترجیح می دهند در سمت غربی زاد و ولد (تولیدمثل و پرورش) نمایند. دارکوب(شانه به سر) معمولاً حفره هایش را در سمت شرقی درخت حفر می کند. سنجاب ها هم معمولاً در سوراخ های سمت شرقیِ درختان خانه و لانه می گزینند. ۸) جهت یابی به کمک خانه های شهری: امروزه معمولاً خانه ها را به موازات شمال جنوب یا شرق غرب می سازند؛ یعنی نسبت به جهت های اصلی مورب نمی سازند. این می تواند در تنظیم صحیح جهت ها و تصحیح روش های تقریبی بالا کمک کار باشد. باید توجه کرد که در بسیاری موارد این اصل رعایت نشده است. روش دقیق آن چنین است: به سایت هایی مانند گوگل اِرس(Google Earth) یا کتاب اول(برای تهرانی ها) بروید و خانه یا خیابان خود را بیابید. در این سایت ها جهت های جغرافیایی مشخص شده است(معمولاً شمال سمت بالاست). اگر خانه یا خیابان تان دقیقاً مطابق جهت های جغرافیایی (موازی با لبهٔ صفحه) باشد، می توانید به راحتی ۴ جهت اصلی را بیابید، که در جهت دیوارهای خانه اند (با این فرض که خانه مستطیلی است). اگر خانه یا خیابان تان نسبت به جهت های جغرافیایی زاویه دارد، می توانید تنظیم مقتضی را انجام دهید. همچنین می توانید به نقشه های [چاپی] شهرتان نگاه کنید و ببینید که آیا خیابان تان جهت شمالی جنوبی یا شرقی غربی دارد، یا نسبت به جهت های جغرافیایی انحراف دارد. [ جمعه 25 اسفند1391 ] [ 22:44 ] [ مرتضی اکبری ]
[ جمعه 13 بهمن1391 ] [ 23:8 ] [ مرتضی اکبری ]
[ سه شنبه 10 بهمن1391 ] [ 22:29 ] [ مرتضی اکبری ]
[ یکشنبه 3 دی1391 ] [ 3:18 ] [ مرتضی اکبری ]
با سلام
فایل قبولی های نمونه شندآباد را میتوانید از اینجا دانلود کنید. [ شنبه 17 تیر1391 ] [ 13:19 ] [ مرتضی اکبری ]
[ دوشنبه 15 خرداد1391 ] [ 16:40 ] [ مرتضی اکبری ]
آقای هادی رستمی پور دانش آموز ممتاز کلاس اول الف با معدل ۲۰
آقای محمدعلی قره باغی دانش آموز ممتاز کلاس دوم با معدل ۲۰
آقای محمد طهمورثی شاگرد اول کلاس اول ب با معدل ۹۴/۱۹ ادامه مطلب [ دوشنبه 7 فروردین1391 ] [ 0:20 ] [ مرتضی اکبری ]
روز دوشنبه ۱۵/۱۲/۹۰ مراسمی جهت گرامیداشت روز درختکاری و هفته منابع طبیعی در مدرسه راهنمایی نمونه بیاضیان وایقان با حضور مسئولین بزرگوار شهرستان شبستر :
۱- امام جمعه محبوب شهرستان شبستر حاج اقا محمدزاده ۲- فرماندار محترم شهرستان شبستر ۳- رئیش دادگستری شهرستان شبستر ۴- فرماندهی نیروی انتظامی شهرستان شبستر ۵-رئیس آموزش و پرورش شهرستان شبستر ۶-رئیس جهاد کشاورزی شهرستان شبستر ۷-رئیس اداره منابع طبیعی شهرستان شبستر ۸-شهردار محترم شهر وایقان و دبیران و دانش آموزان آموزشگاه برگزار گردید. این مراسم با تلاوت آیاتی از کلام خدا شروع شد. سپس مدیر محترم آموزشگاه به مهمانان عزیز خوش آمد گفتند. در ادامه ریاست جهاد کشاورزی شهرستان شبستر آقای مصباح در رابطه با اهمیت حفظ و نگهداری منابع طبیعی کشورمان و بخصوص اهمیت درختان و گیاهان برای زندگی بشر سخنانی شیوا بیان نمودند. سپس زنگ سبز به علامت آغاز هفته منابع طبیعی و آغاز هفته کاشت درخت توسط امام جمعه و فرماندار محترم شهرستان نواخته شد. در پایان هریک از مسئولین عزیز و گروهی از دانش آموزان و دبیران نهالی در حیاط آموزشگاه کاشتند. ادامه مطلب [ دوشنبه 22 اسفند1390 ] [ 22:42 ] [ مرتضی اکبری ]
پدیده شگفت انگیز یخ های راه راهتکه های یخ در دریاچه مشیگان گاهی به شکل لایه هایی در رنگ های مختلف دیده می شوند. هر کدام از این لایه ها در شرایط مختلفی بوجود آمده اند. لایه های آبی رنگ یخ هایی هستند که بسیار سریع و در نتیجه بدون حباب هوا ایجاد شده اند. خطوط سبز زمانی ایجاد می شود که یک کوه یخ به داخل روخانه می افتد و آب غنی از جلبک به لایه های یخ نفوذ می کند. خطوط سیاه و زرد هم توسط رسوب ها تشکیل می شوند.
ادامه مطلب [ دوشنبه 7 آذر1390 ] [ 20:49 ] [ مرتضی اکبری ]
۱. این قسمت حرم اباعبدلله است که در آن (قبر شش گوش) حضرت علی اکبر در قسمت خارج شده از ضریح مدفون و امام حسین در قسمت اصلی ضریح مدفون هستند . حضرت علی اصغر هم در آغوش امام حسین (علیه السلام) دفن شده اند . در کنار قبرشش گوشمزار ۷۲ تن شهید کربلا قرار دارد . ۲. اینجا حرم حضرت ابالفضل است که میدانید ایشان بعد از برگشت از نهر از امام حسین خواستند که ایشان را به خیام نبرند و میبینید که بسیار از خیام دور هستند . ۳. انشعابی از فرات است که حضرت برای برداشت آب به ان نزدیک شده بودند . ۴. قتل گاه امام حسین (علیه السلام) در این قسمت است که کمی سطح پایین تری از اطراف دارد . (این قسمت در خود حرم است ولی به علت اهمیت شماره جداگانه درج کرم .) ۵. تل زینبیه در این مکان قرار دارد که در مکانی مرتقع تر از سطح خیابان است و البته کاملاً به قتل گاه اشراف دارد . ۶.خیام حسینی ، که در عکس معلوم ست کاملاً در پشت صحنه جنگ بوده و دور از صحنه . ۷. نوار صفوف دشمن در این مکان نشان داده شده است که حدود محل صف کشی دشمن را نشان میدهد . (البته این نوار تقریبی است) ۸. محل شهادت حضرت علی اصغر بردستان مبارک امام حسین (علیه السلام) (در این مکان زیارت گاهی درست شده است و مشخص است ) ۹. محل شهادت حضرت علی اکبر و محل افتادن ایشان از اسب (در این مکان زیارت گاهی درست شده است و مشخص است ) ۱۰. یکی از دستان مقطوع حضرت اباالفضل العباس که امروزه کنار خیابان بین الحرمین قرار گرفته است . ۱۱. دست دیگر حضرت که امروزه در بازار کربلا قرار گرفته . ** بین الحرمین ، بین دو حرم کاملا مشخص است . ادامه مطلب [ شنبه 5 آذر1390 ] [ 1:42 ] [ مرتضی اکبری ]
وجود چنین چالش هایی گواه آن است که جهانی که انسان با آن روبه رو است، هنوز همچنان در پرده ای از اسرار و ناشناختگی پوشیده است. آری، آخرین پیشرفت های علمی حاکی از آن است که جهان بسیار ناشناخته تر و اسرارآمیزتر از آن است که تاکنون می پنداشتیم. شاید پندارها و تصورهای ما از جهان فاصله بسیاری با حقیقت جهان داشته باشد و شاید این فاصله هیچ گاه پر نشود. ![]() ادامه مطلب [ جمعه 4 آذر1390 ] [ 22:25 ] [ مرتضی اکبری ]
تكنيك ها و شرايط
۱) هيچ وقت قبل از مطالعه كامل درس، به تست زدن نپردازيد. قبل از شروع به حل تستهاي يك مبحث درسي، آن مبحث را به طور كامل و دقيق مطالعه كنيد و مطمئن شويد به درستي آن را درك كرده ايد. در غير اين صورت، زدن تست كاري اشتباه و بيفايده است و حتي ميتواند شما را دلسرد كند و علاقه و انگيزه شما را از بين ببرد.
۲) با تست هاي ساده شروع كنيد. بلافاصله بعد از مطالعه و يادگيري يك مبحث درسي به سراغ تستهاي مشكل و پيچيدهتر نرويد. حل تستهاي ساده ميتواند تسلط شما را در آن مبحث درسي بيشتر كند و همچنين علاقه و انگيزه بيشتري نسبت به ادامهي كار در شما ايجاد نمايد.
۳) تستهاي نكته دار: تستهاي نكتهدار يا تستهاي مادر به تستهايي گفته ميشود كه حل آنها براي داوطلب، منجر به يادگيري يك نكته ميشود و در نتيجه او ميتواند گروه زيادي از تستها را حل كند. در هر فصل تعداد محدودي تست مادر يا نكتهدار قابل ارائه ميباشد . سعي كنيد به درستي آنها را بشناسيد و به طور دقيق بر آنها مسلط شويد.
۴) فرمولهاي ثانوي مفيدند اما گمراه كننده: علاوه بر فرمولهاي اصلي كه هر درس در كتابهاي درسي دارد ، تعداد زيادي فرمول ثانوي يا ميان برد به طور غير رسمي توسط دبيران يا دانش آموزان ابداع ميشوند. اين فرمولها در خيلي از موارد مفيد و ساده كنندهاند ،اما توجه داشته باشيد كه به اندازه كافي درستي آنها براي شما اثبات شده باشد. بعضي از اين فرمولها فقط در شرايط خاص جواب صحيح ميدهند . پس سعي كنيد تا آن جا كه ميتوانيد از فرمولهاي اصلي و يا فرمولهاي ثانوي مطمئن استفاده كنيد.
5) به راهحلهاي تشريحي مسلط شويد. قبل از اين كه راه حل تستي حل يك مسئله را ياد بگيريد، مطمئن شويد كه به اندازه كافي به راه حل تشريحي آن مسلط شدهايد. راه حلهاي تستي ، در خيلي از موارد منجر به حل سريعتر تست ميگردند، اما در بعضي موارد در آزمون مجبور ميشويد از راه حل تشريحي مسئله را حل كنيد. مثلا در مواردي كه مسئله با شرايط خاص مطرح ميشود.
۶) گزينههاي غلط را حذف كنيد. بايد تستهاي استاندارد و يا آزمونهاي سالهاي گذشته را با اطلاعات كافي پاسخ دهيد. در اين صورت بايد بتوانيد در كوتاهترين زمان ممكن ، دو گزينه غلط را از ميان پاسخها حذف كنيد و در صورتي كه نسبت به دو گزينه باقي مانده به يك نسبت ترديد داريد، اولين گزينهاي را كه به هر دليل صحيح تلقي ميكنيد ، به عنوان پاسخ انتخاب نماييد.
۷) بر نگرديد! تجربه نشان داده است اكثر كساني كه پس از انتخاب پاسخ تست، بر ميگردند و دوباره گزينههاي آن را بررسي و دست كاري ميكنند، با اشتباه و خطا مواجه ميشوند. در صورتي كه هيچ دليلي براي بازگشت و اصلاح تست وجود ندارد، به اين كار اقدام نكنيد.
۸) يك بار بخوانيد، يك بار پاسخ دهيد! سعي كنيد از مطالعه مكرر صورت تست و گزينههاي آن پرهيز كنيد صورت تست را يك بار و به طور دقيق بخوانيد و بعد گزينهها را بررسي كنيد. اگر پاسخ آن را نميدانيد ، جلوي شماره تست علامت بگذاريد تا پس از اتمام همهي تست ها، در صورت داشتن زمان، مجددا براي بررسي حل آن تلاش كنيد.
۹) گزينههاي هم معني ومترادف ، صحيح نيستند! فقط يكي ازگزينهها پاسخ صحصيح تست ميباشد ، پس گزينههايي كه از معني و مفهوم مساوي برخوردارند ، جواب صحيح تست نميباشند . پس سريعا آنها را حذف كنيد و در گزينههاي باقي مانده به دنبال پاسخ صحيح بگرديد [ جمعه 4 آذر1390 ] [ 22:11 ] [ مرتضی اکبری ]
۱۰ مکان شگفت انگیز زمین که می توانید با نقشه های ماهواره ای Google Maps انها را ببینید
با استفاده از مرورگر خود می توانید در نقاط داغ جهان در اینجا به گلچینی از مکان های دیدنی زمین اشاره میکنیم:
ادامه مطلب [ شنبه 21 آبان1390 ] [ 23:17 ] [ مرتضی اکبری ]
عطارد (تیر)
عطارد يا تير نزديک ترين سياره منظومه شمسي به خورشيد است. از نظر اندازه نسبت به ديگر سيارات کوچکترين آنها نيز به حساب مي آيد. قطر آن 4880 کيلومتر است. اين سياره در يک مدار بيضي شکل به دور خورشيد مي گردد که خروج از مرکز آن 0.25 است. نزديکترين فاصله آن از خورشيد تنها 9/45 ميليون کيلومتر و دورترين فاصله آن 77 ميليون کيلومتر است... ادامه مطلب [ جمعه 20 آبان1390 ] [ 20:16 ] [ مرتضی اکبری ]
خورشيد تنها ستاره منظومه شمسي و عامل حيات روي زمين است .اما از ديدگاه اخترشناسان خورشيد ستاره اي معمولي در ميان ميلياردها ستاره کهکشان ما است .درخشندگي خيره کننده خورشيد تنها به دليل نزديکي آن به زمين است و نور خورشيد طي 8 دقيقه و 20 ثانيه به زمين مي رسد. در صورتي که نور نزديکترين ستاره بعدي که پروکسيما قنطورس است، 3/4 سال در راه است تا به ما بتابد.
پيش از آن که ويژگيهاي خورشيد را بررسي کنيم ابتدا بايد فرايند تشکيل ستارها را بشناسيم. در کهکشان ما و ديگر کهکشانها در فضاي ميان ستاره اي ابرهاي گازي بزرگي ديده مي شوند که آنها را سحابي مي نامند. ممکن است ابعاد سحابيها به حدود چند سال نوري برسد. آنها عمدتاً از گازهاي هيدروژن و هليوم تشکيل شده اند. سحابي ها تحت تاًثير عوامل گوناگون دچار ناپايداري مي شوند و اين ناپايداريها موجب مي شود که تراکم گازها در نقطه اي از سحابي بيشتر شود. درنتيجه نيروي گرانش آن بخش بيشتر مي شود و گازها ازمناطق ديگر به سوي اين ناحيه متراکم تر سقوط مي کنند. به دليل فشار زياد گازها دماي بخش مرکزي توده به تدريج افزايش مي يابد و هنگامي که دماي ناحيه مرکزي به حدود ده ميليون درجه سانتي گراد برسد واکنش اتمي به نام همجوشي هسته اي رخ ميدهد. با آغاز واکنشهاي همجوشي هسته اي ستاره به حالت پايداري مي رسد. در اين حالت تعادل بين فشار رو به درون گرانش با فشار رو به بيرون گازها ايجاد مي شود و ستاره متولد ميشود . اين فرايند در مورد خورشيد نيز رخ داده است. در بخش مرکزي خورشيد با واکنش همجوشي هسته اي هيدروژن به هليوم تبديل و انرژي زيادي آزاد مي شود. با اين منبع انرژي است که از پنج ميليارد سال پيش تاکنون پيوسته خورشيد مي درخشد. بر اساس محاسبات انجام شده اختر شناسان بر اين باورند که تا 5 ميليارد سال ديگر نيز خورشيد به همين صورت خواهد درخشيد. تقريباً همزمان با تشکيل شدن خورشيد سيارات نيز به دور خورشيد تشکيل شده اند. تمام سيارات منظومه شمسي اسير گرانش خورشيدند و به دور آن مي گردند. 9/99 درصد از جرم منظومه شمسي از آن خورشيد است. براي مقايسه جالب است بدانيد که خورشيد تقريباً 300 هزار برابر از زمين جرم دارد . از آنجا که خورشيد در مقياس کيهاني در فاصله نزديکي نسبت به ما قرار دارد مي توان جزييات آن را با استفاده از تلسکوپ مشاهده کرد و اطلاعاتي درباره جو و ساختار دروني خورشيد به دست آورد. اختر شناسان عقيده دارند که خورشيد از لحاظ ساختار دروني از سه بخش عمده تشکيل شده است: هسته و بخش تابشي و بخش همرفتي. هسته در واقع موتور خانه خورشيد است و در آن واکنشهاي همجوشي هسته اي رخ مي دهد. دماي هسته خورشيد به 15 ميليون درجه سانتيگراد مي رسد. انرژي توليد شده در هسته مستقيماً به سطح نمي رسد بلکه در لايه اي بالا تر به بخش تابشي وارد مي شود. در اين بخش پيوسته فرايند جذب و تابش انرژي صورت مي گيرد. در نهايت انرژي توليد شده به بيروني ترين لايه دروني خورشيد يعني پوشش همرفتي وارد مي شود. در اين بخش گازهاي بسيار داغ به سطح خورشيد مي رسند انرژي از دست مي دهند و دوباره به عمق فرو مي روند. جدا از ساختار دروني ساختار بيروني يا جو خورشيد نيز از سه بخش تشکيل شده است. پايينترين لايه را که در واقع در بالاترين بخش پوشش همرفتي جا دارد شيد سپهر مي نامند. نور مرئي که ما از خورشيد مشاهده مي کنيم مربوط به اين بخش است. ضخامت شيد سپهر حدود صد کيلومتر و دماي متوسط آن حدود 6000 درجه سانتيگراد است. بالاتر از شيد سپهر لايه مياني جو خورشيد فام سپهر با ضخامتي حدود دو هزار کيلومتر قرار دارد. فام سپهر به دليل تابش شديد شيد سپهر در حالت عادي ديده نمي شود. اما در هنگام خورشيد گرفتگي کلي ماه قرص درخشان خورشيد را مي پوشاند و فام سپهر به صورت هاله قرمز رنگي در لبه قرص تيره خورشيد ديده مي شود. دماي فام سپهر به حدود 40 هزار درجه سانتي گراد مي رسد. بيروني ترين لايه جو خورشيد را تاج مي نامند. تاج هم مانند فام سپهر در حالت عادي به دليل تابش شديد شيدسپهر ديده نمي شود. هنگام خورشيد گرفتگي کلي تاج مانند هاله سفيد درخشاني پيرامون قرص تيره خورشيد ديده مي شود. تاج تا ميليونها کيلومتر در هر سوي خورشيد گسترش دارد. البته در هنگام خورشيد گرفتگي کلي فقط بخش کوچکي از آن با چشم ديده مي شود. بخشهاي بيروني تاج به صورت ذرات پر انرژي در فضاي منظومه شمسي پراکنده مي شوند که اصطلاحاً اين ذرات را باد خورشيدي مي نامند. دماي تاج خورشيد به حدود دو ميليون درجه سانتيگراد مي رسد. لکه ها معروفترين و مشخص ترين فعاليتهاي سطحي خورشيد هستند. آنها در مقايسه نسبت به مناطق ديگر شيدسپهر سردترند. اندازه يک لکه متوسط دو برابر قطر زمين است. معمولاً لکه ها به صورت جفت ديده مي شوند و جفتها قطبهاي مخالف هم دارند . مشاهده خورشيد با چشم غير مسلح بدون فيلتر بسيار خطرناک است. اما گاهي لکه هاي بزرگي در سطح خورشيد پديدار مي شوند. در اين صورت در هنگام طلوع يا غروب خورشيد که درخشش ظاهري قرص خورشيد کاهش مي يابد مي توان آنها را با چشم غير مسلح مشاهده کرد. لکه هاي خورشيد حدود 1500 درجه سانتيگراد سردتر از ديگر مناطق شيدسپهرهستند. به همين دليل تيره تر به نظر مير سند. احتمال مي رود که منشاء لکه ها ميدانهاي مغناطيسي قوي خورشيد باشند. زيرا در اين مناطق ميدان مغناطيسي خورشيد هزاران بار قويتر از ميدان متوسط خورشيد است. لکه ها در سطح خورشيد ثابت و بدون تغيير نيستند و در حدود يک هفته دوام مي آورند. در سال 1843 اخترشناس آماتور آلماني به نام هينريش شواب متوجه شد که تعداد لکه هاي خورشيدي در دوره اي 11 ساله تغيير مي کند. اصطلاحاً اين دوره را چرخه لکه هاي خورشيدي مي نامند. زبانه ها و شراره هاي خورشيدي فعاليتهاي انفجاري در فام سپهر خورشيدند. تا مدتها بررسي فعاليتهاي انفجاري جو خورشيد فقط در هنگام خورشيد گرفتگي ممکن بود. اما امروزه با استفاده از ابزارهايي مانند تاج نگار مي توان فام سپهر و فعاليتهاي آن را در هنگام عادي نيز بررسي کرد.
در هنگام خورشيد گرفتگي کلي زبانه ها به صورت نقاط درخشان قرمز رنگي در لبه قرص تيره خورشيد ديده مي شوند. اما در تصويرهاي دقيق به صورت رشته هاي گازي بزرگي پديدار مي شوند. عقيده بر اين است که زبانه ها نيز تحت تأثير مناطق فعال مغناطيسي خورشيد تشکيل مي شوند و در بسياري از موارد به لکه ها نزديک هستند. طول عمر زبانه ها از چند روز تا چند ماه است. ارتفاع متوسط اين فورانهاي گازي حدود 30 هزار کيلومتر است. اما در موارد استثنايي ارتفاع آنها به يک ميليون کيلومتر از سطح خورشيد نيز مي رسد. سرعت حرکت گازها در زبانه ها به طور متوسط به حدود 300 تا 400 کيلومتر در ثانيه مي رسد. شراره ها نيز يکي از جالب توجه ترين فعاليتهاي فام سپهر هستند. تفاوت شراره ها با زبانه ها در ميزان درخشش واندازه و دوام آنهاست. شراره ها از زبانه ها کوچکترند و در حدود چند دقيقه به اوج ميرسند و تا يک ساعت يا کمتر از بين مي روند. اما در اين مدت انرژي بسيار زيادي آزاد مي کنند. در ناحيه اي که شراره خورشيد رخ مي دهد ممکن است دما به صد ميليون درجه سانتيگراد برسد. شراره ها از منابع قوي تابش پرتو ايکس محسوب مي شوند و در مواردي پرتوهاي ايجاد شده از آنها بر ميدان مغناطيسي زمين نيز تا"ثير مي گذارند.
همان طور که گفته شد اختر شناسان بر اين باورند که تا 5 ميليارد سال ديگر خورشيد مانند امروز پايدار مي درخشد. اما سرانجام با کم شدن ذخيره هيدروژن در هسته آن از حالت پايداري خارج مي شود. در نتيجه لايه هاي بيروني خورشيد منبسط مي شوند و بسيار بزرگتر خواهد شد. طوري که ممکن است اندازه قطر آن به اندازه مدار زمين برسد. در اين مرحله همراه با بزرگ شدن اندازه خورشيد دماي سطحي آن نيز کاهش مي يابد. در نتيجه خورشيد سرخ رنگ ديده خواهد شد. از لحاظ مراحل تحولي اصطلاحاً ستاره به مرحله غول سرخي وارد مي شود. ستاره هاي درخشان سرخ يا نارنجي رنگي را که با چشم غير مسلح در آسمان شب مي بينيم همگي در مرحله غول سرخي به سر مي برند. پس از مرحله غول سرخي مراحل پاياني زندگي است و ستاره هاي کم جرمي مانند خورشيد به کوتوله سفيد تبديل مي شوند. در اين مرحله قطر ستاره بسيار کوچک مي شود. براي مثال ممکن است ابعاد يک کوتوله سفيد به اندازه زمين باشد. اما جرمي به اندازه خورشيد داشته باشد. در نتيجه چگالي چنين ستاره اي بسيار زياد خواهد شد. محاسبات نشان مي دهند که يک سانتيمتر مکعب از ماده کوتوله سفيد نيم تن وزن دارد. در نهايت پس از چند ميليارد سال کوتوله سفيد نيز درخشندگي خود را از دست مي دهد و به کوتوله سياه تبديل مي شود. در اين صورت ستاره ديگر هيچ نوري نخواهد داشت و فقط اثر گرانشي آن قابل بررسي است. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتتتتتت منظومه شمسیمنظومه شمسی یا سامانه خورشیدی یک سامانه ستارهای است متشکل از خورشید و اجرام فضایی است که در دام گرانش آن هستند. این اجرام شامل ۸ سیاره، ۵ سیاره کوتوله ، ۱۶۲ قمر و اجرامی چون سیارکها، دنبالهدارها و غبار میانسیارهای (شامل کمربند کویپر و ابر اورت) میشوند. زمین نیز سیارهای از سیارههای سامانهٔ خورشیدی است.
تشکیلاجرام سامانه خورشیدیسامانه خورشیدی از اعضای زیادی تشکیل شدهاست که میتوان آنها را به ۴ دسته خورشید، سیارات، سیارات کوتوله و اجرام کوچک سامانه خورشیدی بخش کرد. خورشیدخورشید نزدیکترین ستاره به زمین و مرکز سامانه خورشیدی است. سیارات
سیارات کوتولهسیارات کوتوله سامانه خورشیدی عبارتنداز:
اجرام کوچکاجرام کوچک سامانه خورشیدی، سیارکها، ستاره دنبالهدار و قمرها هستند.
ادامه مطلب [ پنجشنبه 19 آبان1390 ] [ 0:31 ] [ مرتضی اکبری ]
چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد ادامه مطلب [ دوشنبه 16 آبان1390 ] [ 1:52 ] [ مرتضی اکبری ]
ندی از سقراط
[ دوشنبه 16 آبان1390 ] [ 0:33 ] [ مرتضی اکبری ]
معامله جالب انیشتین و راننده اش
[ دوشنبه 16 آبان1390 ] [ 0:12 ] [ مرتضی اکبری ]
مردکی را چشم درد خاست پیش بیطار رفت که دواکن بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد حکومت به داور بردند گفت بر او هیچ تاوان نیست اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی مقصود از این سخن آن است تا بدانی که هر آنکه ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آنکه ندامت برد به نزدیک خردمندان به خفت رأی منسوب گردد. ندهد هوشمند روشن رای به فرومایه کارهای خطیر بورياباف اگرچه بافندهست نبرندش به كارگاه حرير [ چهارشنبه 11 آبان1390 ] [ 23:1 ] [ مرتضی اکبری ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||